X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : دوشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1390 | 11:15 ب.ظ | نویسنده : گوهر پارسی

پاسخ خودآزمایی های درس های ادبیات دوم دبیرستان در ادامه ی مطلب قرار داده شده است . امید است مفید باشد.

پاسخ خود آزمایی های ادبیّات دوم دبیرستان نوبت دوم

درس های دوازدهم تا بیست و چهارم 

خودآزمایی درس دوازدهم 94

1-می،  عیش ومستی  ( هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی )

2- درویش نوازی: بیت 4  ای صاحب کرامت شکرانه ی سلامت      روزی تفقّدی کن درویش بینوارا

حسن   خلق : بیت5   آسایش دوگیتی تفسیر این دوحرف است      بادوستان مروّت بادشمنان مدارا

اغتنام فرصت : بیت 3  ده روزه مهر گرون افسانه است وافسون       نیکی به جای یاران ، فرصت شماریارا

3- با مفهوم بیت پنجم غزل« آسایش دوگیتی تفسیر این دوحرف است      بادوستان مروّت بادشمنان مدارا » ارتباط دارد. معنی آیه: (خداوند به حضرت موسی و هارون می فرماید:) بروید به سوی فرعون؛ به راستی که او گردن کشی و عصیان نموده ات و با او به نرمی و ملاطفت سخن بگویید

پیام آیه ی قرآنی و بیت حافظ بر « مدارا و حُسن خُلق » می باشد.

4-تکلیف دانش آموزان است

درمورد آینه ی سکندر: فرهنگ معین ، حافظ نامه ج 1 ص 134، دایره المعارف فارسی مصاحب، ذیل آیئنه

لغت نامه دهخدا ، مکتب حافظ ص214-216،

 درمورد دارا : تاریخ ایران باستان ، حسن پیرنیا،آخرین شاه ،علی حصوری، فرهنگ معین  

5- جهان پس از مرگ وبهشت

6- حدیث روضه نگویم،گل بهشت نبویم   جمال حور نجویم ، دوان به سوی توباشم

می بهشت ننوشم زجام ساقی رضوان     مرا به باده چه حاجت که مست بوی توباشم

درس سیزدهم ص 99

1-الف کثرت است یعنی سود فراوان

به روز نیک کسان گفت تا توغم مخوری       بسا کسا که به روزتوآرزومنداست

گرت سودای آن باشد کزین سودا برون‌ آیی       زهی سودا که خواهی یافت فردا ازچنین سودا  (سنایی)

2-خداوند

3-زیزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد

                                                               که خطّی کزخرد خیزد توآن را ازبنان بینی

4-اوج- قعر /  سود-زیان/ امروز-فردا/اقبال-ادبار/عرش-فرش/ماه-چاه/و

5-ازبلندی به پستی وازعزت به ذلت آمدن  (عرش کنایه ازآسمان / فرش کنایه اززمین)

6-سر آلب ارسلان دیدی، زرفعت رفته برگردون           به مروآتاکنون درگل تن الب ارسلان بینی

                 (ناپایداری قدرت و مقام دنیوی)

7- بیت هشتم به ویژه مصراع دوم: به سوی عیب چون پویی گر او را غیب دان بینی

  معنی حدیث: دنیا محضر خداست؛ در محضرخدا گناه نکنید.

8-  1- هلیدن      2- هشتن

9-تنی اصلی قصیده

درس چهاردهم( تربیت  انسانی وسنت ملی ما )  ص 103

1-    قیام کاوه آهنگرعلیه ضحاک

2-   (ص102 )  احترام به حقوق خود ودیگران، احترام به آزادی خود ودیگران،عدالت خواهی وتنفراز زور،  اجتماعی و وظیفه شناسی ،همکاری وزیستن بادیگران درصلح وصفا

3-چون مردم به دین اسلام روی آوردند ودین اسلام که عدالت اجتماعی رابشارت می داد جایگزین قوانین خشک ونابرابر ساسانی  شدوفاصله های طبقاتی تجمل پرستی، فساد ونبود عدالت اجتماعی ،که عامل سقوط دولت ساسانی شد جای خود رابه مساوات ، برادری، برابری وآزادی داد که ازثمرات دین اسلام است.

4-دانش و آزادگی ودین ومروت       این همه را بنده درم نتوان کرد

5-زیرا مثنوی درعمق ودرلطافت فکردینی وعدالت خواهی از همه کتاب های مقدس غربیان با ذهن انسان قرن بیستم سازگارتر است.

6-وحدت، ایثار وازخودگذشتگی، عدالت خواهی،ظلم ستیزی ونفی دیکتاتوری واستبداد شهادت طلبی ،مبارزه آرمانها،تحمل سختیها،خودباوری وبازگشت به خویشتن وتمایل به ارزشهای انسانی ومذهبی و

درس پانزدهم(جلوه های هنر دراصفهان)ص 107

1-اصفهان که همچون شاهزاده افسون شده است.

2-زیرا زیبایی ورنگارنگی فصل بهار درکاشی ها نمایان است ولی این نقش ها ثابت وجامد وبی حرکت درعین حال  همیشگی وجاوید است

3-در افسانه های قدیم آمده است که افسون گران معمولا برای نجات کسی روح اورادر شیشه می کرده، درجای نامعلومی پنهان می کردند تا دشمن براودست نیابد و تا این شیشه ( شیشه ی عمر ) نمی شکست آن شخص زنده می ماند .این تشبیه زیبا به خوبی توانسته است تصویری ازروح معماری ایرانی رانشان دهد که در بنا به کاررفته است . روحی که پس ازسالیان هم زنده وحامل فرهنگی غنی است.

4-آزادگی ووارستگی ، پای بند ، سرسبزی همیشگی، راست قامتی ورعنایی

6-طاووس در سردرمسجد  وسرو که درختی بهشتی است

7-سلاح = سلیح/ رکاب= رکیب/ مزاح=مزیح/ مهماز= مهمیز/ کتاب=کتیب/

درس شانزدهم (خسرو- مایع حرف شویی) ص 118

1-کمیتش لنگ بود=کنایه ازناتوان بودن، از انجام این کار برنمی آمد

مثل شاخ شمشاد =کنایه ازخوش قد و قامت وتوانا، با نشاط

سپر انداختن =کنایه ازتسلیم شدن وشکست خوردن

باب دندان =کنایه ازمطابق میل ومناسب بودن

2-محرومیت ازپدر ومادر،دوستی وهمنشینی با افراد تبه کاروبد،ناسالم بودن جامعه عدم استفاده ازتوانایی ها واستعدادهای خدادادی خود و

3-بی توجهی والدین،عدم اعتماد به ارزش های خود ،بی ایمانی ،یاس ونومیدی ،طلاق ،فقر ،بیکاری،بی اعتمادی نسبت به آینده،کمبود های فرهنگی ،ناسالم بودن محیط،کمبودمحبت و

4-تکلیف دانش آموزان است.

5-حکایت

یکی را ازحکما شنیدم که می گفت : هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری درسخن باشد همچنان تمام ناگفته ،سخن آغازکند.

سخن راسرست أی خداوند وبن       میاور سخن درمیان سخن

خداوند تدبیر وفرهنگ وهوش         نگوید سخن ،تانبیند خموش

ازگلستان سعدی باب چهارم ص321

6--حروف اضافه ایهام دارد:  1- حرف های زائد واضافی یاحرف بی مورد2- حروف اضافه دردستور زبان فارسی

7-اشتر به شعر عرب در حالت است وطرب        گرذوق نیست تورا کژ طبع جانوری

درس هفدهم (داروگ ،باغ بی برگی و) ص  129

1-   فقر ومحرومیت و نارضایتی شاعر از جامعه ای که درحال ویرانی وفروریختن  است.

2-   وجدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد ازخشکیش می ترکد.

          -  چون دل یاران که درهجران یاران

          - قاصد روزان ابری داروگ کی می رسد باران ( تشبیه داروگ به قاصد روزان ابری)

3-   ابر رابه پوستین سرد نمناک تشبیه کرده است (ابر باآن پوستین  سردغمناک )

           باغ راتنها ،ساکت ،عریان ،باشاخه های به رنگ شعله ی زرین توصیف کرده است.

           ( باغ  بی برگی روز وشب تنهاست /باسکوت پاک وغمناکش /

           جامه اش عریانی است/ ور جزانیش جامه ای باید،بافته بس شعله ی زرتارپودش باد.

4-   باغ بی برگی

5-   داستان از میوه های سربه گردون سای اینک خفته درتابوت پست خاک(منظور بزرگانی که ازبین رفته اند)

6-   تعداد اصحاب پیغمبر (ص) درجنگ بدر وتعداد یاران امام زمان (عج تعالی) درهنگام قیام مساوی است یعنی 313 نفر،دیگر این که مبارزه و هردوجنگ  برای حفظ و قوام دین بوده و هست.

7-شعر داروگ وباغ من نیمایی ( دارای وزن وقافیه و آهنگ ) و شعر انتظار در قالب سپید است.

8-تکلیف کلاسی است شعر درمورد خزان

9-تکلیف کلاسی است درمورد انتظار

درس هجدهم (سفر به خیر ،درسایه سار نخل ولایت ) ص 136

1-   گون نماد انسان های اسیر وگرفتار وزندانی

             نسیم نماد انسان های آزاد ورها

2-   تکلیف کلاسی است

شباهت: درهر دوشعر به دنبال آزادی ورهایی خود وسرزمین خود از بند استبداد هستند ولی به دلیل زندانی بودن واسیر شدن قدرت مبارزه را ازدست داده اند.

درهردوشعر افراد زندانی ازنسیم وسحر درخواست می کنند که پیامشان را به دوستان وآزادیخواهان برسانند و طلب آزادی می کنند.

تفاوت:  سفر به خیر درقالب شعر نونیمایی است ولی شعر ناله مرغ اسیر در قالب غزل است

شعر سفر به خیر به صورت سئوال وجواب اززبان گون ونسیم است .ولی شعر ناله ی مرغ اسیر اززبان خود شاعر است.

3-   پیرزنی که دربازار کوفه خانه داشت روزی عرق ریزان کیسه ای آرد بر دوش داشت ودربازار کوفه می رفت حضرت علی (ع) به کمک اوشتافت وکیسه ی آرد رااز اوگرفت وبه خانه ی اوبرد ودرمنزل درکار پختن نان به اوکمک کرد. حضرت علی(ع) کودکان رابر پشت خود سوار می کرد وباآن ها بازی می کرد آن زن که شوهرش را دریکی ازجنگ ها از دست داده بود در حین کارکردن ازوضع وروزگار خود شکایت می کرد که علی همسرش رابه جنگ برده کشته شده است . پیرزن که حضرت علی(ع) رانمی شناخت مداوم از حضرت علی(ع) شکایت می کرد در همین حال یکی ازهمسایگان اوکه حضرت علی(ع) رامی شناخت به خانه ی اوآمد وبه پیرزن گفت هیچ میدانی این میهمان کیست ؟ گفت نه؟ اما هرکس است به من خیلی کمک کرده است زن گفت : این حضرت علی(ع) است .زن برای عذر خواهی به نزد حضرت علی(ع) آمد دید حضرت علی(ع) چهره وسینه اش رادرمقابل آتش تندر گرفته است ومی گوید: علی بسوز که درحکومت توکودکان یتیم فراموش شده باشند . بهر حال حضرت علی باآن همه عظمت وبزرگی درکنار تنور قرار می گیرد واسب کودکان می شود.

4-   همه ی توصیفاتی که درموردحضرت علی (ع) درشعر آمده زیباست از جمله :

پیش از تو ، هیچ اقیانوسی را نمی شناختم / که عمود بر زمین بایستد

چگونه شمشیری زهر آگین / پیشانی بلند تو این کتاب خداوند را از هم می گشاید

    چگونه می توان به شمشیری ،دریایی را شکافت .

در احد که گل بوسه های زخم ها/ تنت رادشت شقایق کرده بود./مگر ازکدام باده ی مهر ، مست بودی / که با تازیانه ی هشتاد زخم ، بر خود حد زدی ؟و

5-   باچشمانی که چون توراندیده اند یتیم هستند یا هر چشمی که تو را ندیده است یتیم است با چشمانی که محروم از دیدن توست و با ندیدن توتنها و بی کس ویتیم است .

6-   هنگام که به همراه آفتاب /به خانه ی یتیمکان بیوه زنی تابیدی /

وصولت حیدری را /دست مایه ی شادی کودکانه شان کردی /

وبرآ ن شانه که پیامبر پای ننهاد /کودکان رانشاندی .

واز آن دهان که هرّای شیر می خروشید /کلمات کودکانه ترا وید ./

7-   قالب شعر سپید است و وزن عروضی ندارد بدین رو شاعر می گویدکه شعر من درمقام وصف عظمت حضرت علی(ع) بی ارزش واعتبار(بی وزن) است.

8-   چون حضرت علی (ع) قرآن ناطق است ازطرف دیگر پیشانی مجاز از مغز واندیشه است واندیشه های والای حضرت علی(ع) درحکم کتاب الهی است

9-   شعر تلمیمات زیادی دارد ازجمله:

الف- خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران . تلمیح به آیه فتبارکاحسن الخالقین ( سوره مومنون آیه 14)

ب - چگونه این چنین که بلند بر زبر ماسوا ایستاده ای /درکنار تنور پیرزنی جای می گیری. تلمیح به داستان پیرزنی که دربازار کوفه می زیست و

ج- چگونه شمشیری زهر آگین پیشانی بلند تو-این کتاب خداوند را- ازهم می گشاید تلمیح به ضربت خوردن حضرت علی(ع)

د-چاه ازآن زمان که تودرآن گریستی جوشان است .

تلمیح به زمانی که حضرت علی(ع) سردرچاه می کرد وبا چاه درددل می کرد و می گریست

تلمیحات دیگر اشاره به کفشهای پاره ی حضرت ، زخمی شدن حضرت علی(ع)‌درجنگ احد ، فتح خیبر وکشتن مرحب ویتیم نوازی و

درس نوزدهم (حدیث جوانی ودرکوچه سار شب)  ص 139

1-بیت دوم « بایادرنگ وبوی تو ای نوبهار عشق        هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام»

2- آهو: ایهام دارد 1- آهوی بیابان   2-عیب

تشخیص:

ü     همچون بنفشه سربه بیابان کشیده ام

ü     موی سپید را فلک به رایگان نداد .

ü     ای سروپای بسته به آزادگی مناز

3 شباهت : هر دو شعر مضمون واحد دارند آن هم ارج نهادن به روزگار جوانی ، وقت را غنیمت شمردن ،زود گذر بودن عمر است و.

تفاوت :  قالب شعر حدیث جوانی غزل است و قالب شعری متاع جوانی قطعه است. شعر پروین تعلیمی است و انسان را به بهره گیری بیشتر از دوران جوانی فرا می خواند ولی شعررهی معیری تعلیمی ،غنایی است و به ناکامی ها  و شکایت  از زمانه می پردازد و این که شاعر هیچ بهره ای از این ایام نبرده است.

4-بیت آخر « نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم وسزاست          اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند»

5-بیهوده انتظار کشیدن زیرا نجات بخشی نیست .

6-هر دو شعر از نوع ادبیات غنایی و درقالب غزل سروده شده است


خود آزمایی درس بیستم (امام شوشتری و)ص 150

1-بعد از خواندن نماز ، مردم سوالات خود را در نامه ای می نوشتند و به سوی امام جماعت می انداختند و او به یک یک سوالات پاسخ مناسب می داد .

2-توصیف فرو رفتن در آب ، صید مروارید ، توصیف امام جماعت مسجد ، توصیف غذای مدرسه ی امام شوشتری

3-

ü     خورشید به تدریج پایین می رود و سایه های ستون ها و هیکل های پاسبانان ، روی خاک این زمین وایران سلطنتی درازتر می شود

ü     روز در آغوش آسمان زیبا و سبزرنگ بدرود حیات می گوید .درآسمان رشته های باریکی از ابرهای کوچک به شکل عقیق قرمز دیده می شود .صدای اذان چوپانان به گوش می رسد.

4-تکلیف کلاسی است

شباهت : هر دو انسان ها را به عبرت گیری از آثار باقی مانده پادشاهان دعوت می کند . کاخ هایی که یاد آور عظمت و بزرگی پادشاهان گذشته بوده ،اکنون به صورت خرابه أی بیرون آمده است و بیانگر آن می باشد که سرنوشت همه انسان ها چه فقیر چه ثروتمند ،چه قوی وچه ضعیف مرگ است .

تفاوت: نوشته ی علی پسر سلطان خالدیه نثر عادی است ولی نوشته ی خاقانی به صورت شعردرقالب قصیده است وعلاوه بر پیام عمیق آن دارای بیانی گیراوجذاب است .

خود آزمایی درس 21 « خاطرات اعتمادالسلطنه و آن روزها »ص161

1-بعضی از شدت حیرت، دروغی لب ها را غنچه کرده و ابروها را بالا انداخته، خرانه نگاه به پلنگ می کردند . دیگری رفتار و گفتار ملیجک در بخش دعای ضد گلوله،

2-متملق و چاپلوس بودن درباریان شاه ، رشوه خوا بودن شاه ودرباریان وفساد اقتصادی دربار ، فقر وبد بختی درکل کشور عدم رضایت مردم از وضع دربار ، بی لیاقتی درباریان ، بی توجهی شاه ودرباریان به اوضاع کشور ومردم ، توجه پادشاه ودرباریان به تفریح وخوش گذرانی وراحتی خود و

3-خنده برادران ، گریه ی مادر، غم واندوه ولحن نصیحت گرانه ی پدر به هنگامی که اوبر خلاف عادت همگان

غذا را با دو دست به دهان برد موجب شد که حرکات ورفتار طه حین تغییر کند واز زمان به بعد تصمیم گرفت که

تمام کارهایش رادرخلوت وبه دور ازدیگران انجام دهد وازمردم دورمی گزیند تا مورد تمسخر آن قرار نگیرد

4-ابوالعلا مصری ، چون ابوالعلا هم مثل او نابینا بود وخود را گرفتا ر همان مشکلات می دانست که ابوالعلا به آن ها دچار بوده است .

5-خوب گوش دادن . زیرا آنچه را که نمی توانست از راه دیدن یادبگیرد با شنیدن و اندیشیدن پیرامون آن ها می آموخت . (بسیاری ازدعاها وقرآن راازپدر بزرگ نابینا یش آموخت زیرا اتاق اودرکنار اتاق پدربزرگش بود که درهنگام سحر که بلند می شد وبه خواندن نماز ودعا مشغول میگردید طه حین آنها رامی شنید ویاد می گرفت .

تصنیف ومرثیه را ازخواهر ومادرش یادگرفت زیرا زنان مصری درهنگام تنهایی ساکت نمی نشستند. هنگام شادی تصنیف وترانه و هنگام غم وناراحتی باخود به نوحه گری ومرثیه خوانی می پرداختند وخواهر ومادر اوهم ازاین قاعده مستثنی نبودند واوبسیاری ازمرثیه ها وتصنیف هارا ازآنها فراگرفت .بسیاری ازداستان ها وافسانه ها راازطریق محفل هایی که پدرش با دوستان تشکیل می دادند وبه خواندن آن ها می پرداختند از آن ها فرا گرفت

خودآزمایی درس بیت ودوم ( شخصی به هزار غم گرفتارم و) ص 168

1-بخت واقبال با من یار نیست وسرنوشت وتقدیرباعث زندانی شدن و گرفتاری های من شده است. ازاین رو ستارگان مانند دشمنان با من در جنگ هستند.

2-مراعات نظیر : طالع ، منحوس، اختر/ تشخیص: خونخواربودن اختر/ کنایه : خونخواربودن اختر کنایه ازدشمن بودن/ واج آرایی « س » در مصراع اوّل و «خ» در مصراع دوم

3- تقدیر وسرنوشت شوم و ستارگان واختران ونادانی خود را علت گرفتاری خود می داند

4-گفتم من و طالع نگونسارم

5-*من نگویم که مرا ازقفس آزاد کنید     قفسم برده به باغی ودلم شاد کنید

*ناله ی مرغ اسیراین همه بهر وطن است     مسلک مرغ گرفتارقفس هم چومن است

6-فاطمه فاطمه است/ آری اینچنین بود برادر/علی تنهاست / حسین، وارث آدم/حج/ هبوط/ زن مسلمان/ مسئولیت شیعه بودن/ پدر، مادر،مامتهیم /سر عقل آمدن سرمایه داری/فلسفه نیایش/شهادت /و

خود آزمایی درس بیست وسوم (کعبه ی مخفی )ص 176

1-خداوند

2- «مخفی» ایهام دارد:   1- تخلص شاعر ،2. پنهان/  تشبیه: دل به کعبه/ مراعات نظیر: طواف و کعبه/ تلمیح: بنا کردن خانه ی کعبه به دست ابراهیم خلیل

3- درسخن مخفی شدم مانند بو در برگ گل         هرکه خواهد دیدنم گودرسخن بینند مرا

خودآزمایی درس بیست وچهارم ( مسافروریشه ی پیوند) ص 180

1-سنگر شهید

2-اشک آلود بودن دستمال دراثر گریه و منظور ازپولک قطرات اشک است

3-دستمال او؛ دستمالی که مُهر وتسبیح وانگشتر رادرآن قرار داده بود /دستمالی که با آن زخم بازوی هم سنگرش را می بست/ دستمالی که اشک های چشم شهید راپاک می کرد واشک اورا می پوشاند

4-بیانگر پیوند وعلاقه ی او به فرهنگ و ادبیات فارسی است زیرا خراسان  مهد بزرگان  زیادی است که در فرهنگ و دانش فارسی نقش داشته اند.

5-احساس لطیف شاعر وشور حماسی وملی وتاریخی وافتخار به پیشینه ی  فرهنگی وعشق اوبه ادبیاتِ وطنِ ادبی خود ، ایران امروز وگذشته می باشد.




گوهر پارسی