X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : جمعه 15 بهمن‌ماه سال 1389 | 11:55 ب.ظ | نویسنده : گوهر پارسی

دل نوشته ی محمدرضا جانپورطاهر، دانش آموز سال سوم راهنمایی شهید چمران ( لبنان ـ بیروت ) درباره ی واقعه ی عاشورا

شرح واقعه

چگونه توان شرح کرد واقعه ای را که اسمش عرشیان و فرشیان را وادار به گریه می کند؟  چگونه توان از استقبال جواب هزاران نامه   وپسر پیامبر خدا، با هزاران شمشیر وهزاران نیزه لب گشود و زبان جنباند؟

گوش فرادهید   : صدای ناله ی باد است  ، باد، گذشته را مسافر خویش کرده  است . صدای تابش آفتابی است که سنگ آب می کند و آب را بی تاب  . صدای گریه ی فر ات است که گویی میل ایستادن دارد  ومی خواهد خود را به تشنگان برساند .

صدای گریه ی بچه هاست  به همراه صدای پای اسب . حال ،ایستاد ه . دوباره حرکت می کند ولی چندی بعد متوقّف می شود . مشکی به  . صدایی که زمین و زمان وزمین می افتد و با دستی که هیچ وقت نداشته خود را به سمت خیمه های پر ازعطش می کشاند جا و مکان را می سوزاند. آری ! این صدا ، صدای  گل های پژمرده ی نینواست و این دشت ، دشت کربلاست.

دل نوشته ی محمدرضا جانپورطاهر، سال سوم راهنمایی شهیدچمران  یک - بیروت




گوهر پارسی